حكيم ابوالقاسم فردوسى
174
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
ز شهر و ز لشكر مهانرا بخواند * سزاوار با او بشادى نشاند گسارندهء باده آورد ساز * سيه چشم و گلرخ بتان طراز نشستند با رودسازان بهم * بدان تا تهمتن نباشد دژم چو شد مست و هنگام خواب آمدش * همى از نشستن شتاب آمدش سزاوار او جاى آرام و خواب * بياراست و بنهاد مشك و گلاب [ آمدن تهمينه دختر شاه سمنگان به نزد رستم ] چو يك بهره از تيره شب در گذشت * شباهنگ بر چرخ گردان بگشت سخن گفتن آمد نهفته براز * در خوابگه نرم كردند باز يكى بنده شمعى معنبر بدست * خرامان بيامد ببالين مست پس پرده اندر يكى ماه روى * چو خورشيد تابان پر از رنگ و بوى دو ابرو كمان و دو گيسو كمند * به بالا بكردار سرو بلند روانش خرد بود و تن جان پاك * تو گفتى كه بهره ندارد ز خاك از او رستم شير دل خيره ماند * برو بر جهان آفرين را بخواند بپرسيد زو گفت نام تو چيست * چه جويى شب تيره كام تو چيست چنين داد پاسخ كه تهمينهام * تو گويى كه از غم به دو نيمهام يكى دخت شاه سمنگان منم * ز پشت هژبر و پلنگان منم بگيتى ز خوبان مرا جفت نيست * چو من زير چرخ كبود اندكيست كس از پرده بيرون نديدى مرا * نه هرگز كس آوا شنيدى مرا بكردار افسانه از هر كسى * شنيدم همى داستانت بسى كه از شير و ديو و نهنگ و پلنگ * نترسى و هستى چنين تيز چنگ شب تيره تنها بتوران شوى * بگردى بران مرز و هم نغنوى بتنها يكى گور بريان كنى * هوا را بشمشير گريان كنى هر آن كس كه گرز تو بيند بچنگ * بدرّد دل شير و چنگ پلنگ برهنه چو تيغ تو بيند عقاب * نيارد بنخچير كردن شتاب نشان كمند تو دارد هژبر * ز بيم سنان تو خون بارد ابر چو اين داستانها شنيدم ز تو * بسى لب بدندان گزيدم ز تو بجستم همى كفت و يال و برت * بدين شهر كرد ايزد آبشخورت تراام كنون گر بخواهى مرا * نبيند جزين مرغ و ماهى مرا يكى آنك بر تو چنين گشتهام * خرد را ز بهر هوا كشتهام و ديگر كه از تو مگر كردگار * نشاند يكى پورم اندر كنار مگر چون تو باشد به مردى و زور * سپهرش دهد بهره كيوان و هور سه ديگر كه اسپت بجاى آورم * سمنگان همه زير پاى آورم چو رستم بر انسان پرى چهره ديد * ز هر دانشى نزد او بهره ديد و ديگر كه از رخش داد آگهى * نديد ايچ فرجام جز فرّهى بفرمود تا موبدى پر هنر * بيايد بخواهد و را از پدر چو بشنيد شاه اين سخن شاد شد * بسان يكى سرو آزاد شد [ بدان پهلوان داد آن دخت خويش * بدان سان كه بودست آيين و كيش ]